پرچمهاى اسلام بر بالاى ديوارهاى شهر افراشته شد . و صلاح الدين بر هر يك از دروازههاى شهر از اميران خود امنائى را گماشت تا از مردم شهر ، طبق قرارى كه گذاشته شده بود ، پول بگيرند .
اما اين امناء در كار خود خيانت كردند و امانت به كار نبردند زيرا فرنگيان در ميان ايشان پولهائى تقسيم كردند و آن حساب را بهم زدند .
اگر در انجام آن مأموريت امانت به كار رفته بود ، خزانهها از پول پر مىشد و از بابت همه مردم پولى به دست مىآمد چون در بيت المقدس ، مطابق صورت مضبوط ، شصت هزار سرباز سوار و پياده وجود داشتند ، سواى زنان و فرزندانى كه بستگان ايشان بودند .
شنونده ( يا خواننده ) نبايد از اين رقم تعجب كند زيرا بيت المقدس شهرى بزرگ بود و از آن نواحى ، از عسقلان و توابع آن ، و داروم ، و رمله ، و غزه و قريههاى ديگر . مردم در آن جا گرد آمده بودند تا حدى كه راهها و كنيسهها همه پر از زن و مرد شده بود و از كثرت جمعيت آنقدر جا نبود كه انسان بتواند عبور كند .
از نشانههاى بسيارى مردم آن شهر اين كه بيشتر آنان قيمتى را كه قرار بود براى آزادى خود بپردازند ، پرداختند .
باليان بن بيرزان نيز با پرداخت سى هزار دينار ، هجده هزار مرد را آزاد ساخت .
بعد از آن ، كسانى ماندند كه پولى نداشتند تا براى آزادى خود بدهند . بدين جهة شانزده هزار تن ، مرد و زن و بچه ، به اسارت در آمدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٢