اينها ارقامى مضبوط و قطعى است .
بعد ، گروهى از آن امراء كه جزء امناء بودند به نيرنگ تازهاى دست زدند .
هر يك از آنان ادعا كرد كه در زمينى كه به وى واگذار شده ، گروهى از رعايا كار مىكنند كه مقيم بيت المقدس هستند و نبايد از آن جا بروند . بدين بهانه ، ظاهرا آن عده را از پرداخت پول معاف مىكرد و بعد ، از آنان سرانه مقرر را مىگرفت و آزادشان مىساخت .
عدهاى ديگر از آن امراء يا امناء لباس لشكريان اسلام را بر تن فرنگيان مىپوشاندند و آنان را از شهر بيرون مىكردند . و از آنان سرانه مقرر را مىگرفتند ( ولى به كيسه خود مىريختند . )
گروهى نيز از صلاح الدين درخواست كردند كه عدهاى از فرنگيان را به ايشان ببخشد .
صلاح الدين نيز آنها را بخشيد .
بعد ، از همه آنها پولى را كه بايد بپردازند ، گرفتند و آزادشان كردند .
رويهمرفته از آزاد كردن آن همه مردم به خزانه صلاح الدين ، جز اندكى پول ، عايد نشد .
در بيت المقدس يكى از زنان ملوك روم گوشهنشينى گزيده و معتكف شده بود .
او خدم و حشم و غلام و كنيز و اموال و جواهر گرانبهاى بسيار با خود داشت .
اين خانم نيز براى خود و كسان خود از صلاح الدين زنهار
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٣