اتفاق افتاد . [ ( 1 ) ]
اما بيروت :
اين شهر از استوارترين و پاكيزهترين و خوشترين - شهرهاى كرانه درياست .
صلاح الدين ، پس از گشودن صيدا ، همان روز به سوى شهر بيروت رهسپار گرديد .
روز بعد بدانجا رسيد و ديد مردم بيروت بر فراز ديوار شهر رفته و نيرومندى و چابكى و تجهيزات خود را نشان مىدهند .
آنان كه به استوارى شهر خود مغرور شده بودند چند روزى به پيكار از فراز ديوار شهر ادامه دادند و گمان بردند كه مىتوانند شهر را نگاه دارند .
مسلمانان نيز چند بار آهسته آهسته به سوى آنان پيشروى كردند .
فرنگيان همچنان از فراز ديوار شهر سر گرم پيكار بودند كه ناگهان از شهر فريادهاى بلند و سر و صداى بسيار شنيدند .
بعد به آنان خبر دادند كه مسلمانان از ناحيه ديگرى با زور و خشونت وارد شهر شدهاند .
آنان كسانى را فرستادند كه ببينند چه خبر است و درباره
هامش
[ ( 1 ) ] - بطوريكه ملاحظه مىفرمائيد ، در چند سطر بالا مىگويد : « صلاح الدين در تاريخ يازدهم جمادى الاولى به تبنين رسيد و چند روز هم وقت صرف كرد تا آن جا را گرفت . بعد به صرفند رفت و سپس به صيدا رسيد . باز مىگويد صيدا در تاريخ يازدهم جمادى الاولى گشوده شد . بنا بر اين تاريخ دومى اشتباه است و بقيه ذيل در صفحه بعد