اين دو زن ، خواهر بودند و عدهاى خويشاوند داشتند كه از سرنوشت هيچكدامشان آگاه نبودند .
* * *
فتح تبنين و صيدا و جبيل و بيروت
اما تبنين ، پيش ازين گفتيم كه صلاح الدين ، تقى الدين عمر ، برادر زاده خود را به تبنين گسيل داشت .
تقى الدين وقتى به تبنين رسيد ، بر آن حمله برد . مدتى نيز در آن جا ماند و پايدارى كرد .
ولى دريافت كه محاصره تبنين به پايان نمىرسد و نتيجهاى نمىدهد مگر هنگامى كه عم او ، صلاح الدين نيز به دو بپيوندد و او را يارى دهد .
از اين رو ، كسى را به نزد وى فرستاد و از آن حال آگاهش ساخت و او را بر انگيخت كه خود را به وى رساند .
صلاح الدين ، به شنيدن پيام برادر زاده خود ، در تاريخ هشتم جمادى الاولى حركت كرد و روز يازدهم آن ماه در آن جا فرود آمد .
او نيز به محاصره تبنين پرداخت و عرصه را بر اهالى تنگ ساخت و آهسته آهسته پيش رفت و پيكار كرد .
تبنين از دژهاى بلند و استوارى بود كه بر فراز كوهها قرار داشت .
ساكنان دژ وقتى به تنگ آمدند و كار محاصره را سخت