مقاتلت و شهادت سويد بن عمرو ( رحمة الله عليه )
( 1 )
سويد عمرو آن شير شكارى * نمود از شهريار عشق يارى
شريفى بود آن مرد سرافراز * صبور اندر مهالك بود و جانباز
سمند افكند در ميدان پيكار * فراوان كشت از آن قوم خونخوار
ز سنگينى ، زخم آن مير و الا * فتاد اندر ميان جمع قتلى
ز بعد قتل آن سلطان بىيار * شنيد آواز آن مرد هشيوار
بدانستى كه آن سلطان عالم * گذشته ز اين جهان محنت و غم
برون شد شير زخمى از كمينگاه * نبرد آورد با آن قوم گمراه
بهكشت و كشته شد آن پاك طينت * بهشد همراه ياران ، سوى جنّت
شهادت يحيى بن سليم ( رحمة اللَّه عليه )
چو يحيى بن سليم آن شير هيجا * اجازت يافت بهر جنگ أعدا
رجز خوان گشت آن شير هنرمند * بهگفت اى قوم غافل از خداوند
ز هندى تيغ خود اى قوم خونخوار * نمايم روز روشن چون شب تار
چو حق را ياورم اى قوم بيدين * نميترسم ز مرگ اندر صف كين
كه من خود بندهء مولاى عشقم * چو يحيى زندهء احياى عشقم