تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
به ظاهر مهلتى شد بهر آن شاه * جهانى كرد پر از ذكر اللَّه جماعت را همه آماده گشتند * به روى قبله خود استاده گشتند

ايستادن زهير و سعد پيش روى آن بزرگوار به هنگام نماز

( 1 )
زهير و سعد را آن شاه عشّاق * بگفت اى ياوران سخت ميثاق به پيش روى من ايستاده باشيد * به آهنگ عدو آماده باشيد خدا را تا بجا آرم نمازش * نهم سر بر جناب بىنيازش ستادند آن دو تن در پيش رويش * سپر كردند جان بهر عدويش تنى چند از عدوى كينه پرداز * شدند سوى آن شه ناوك انداز هر آن تيرى كه از دشمن جهيدى * دو يار مهربان بر جان خريدى نماز شه رسيدى چون به آخر * گذشتند آن دو ، ز اين عيش مكدّر ببالينشان بشد آن شاه بىيار * به شه گفتند در آن آخر كار شدى راضى ز ما اى شاه برگو ؟ * كه روح از تن رود اين دم بدان سو بفرمود آن شه بيمثل و مانند * كه بادا از شما راضى خداوند
* * *
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 67 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي