تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
نياسودند از افغان و شيون * كه مهر اندر جهان شد پرتو افكن چو صبح از چرخ و گردون شد هويدا * بشام شاميان شد روز پيدا خبر دادند جمشيد سقر را * يزيد آن بىحياى سخت سر را كه شد آن نوگل بستان رحمت * برون از اين جهان پر ز محنت بدفنش داد فرمان آن ستمگر * سپردندش به خاك آن قوم كافر از اين غم شد به آل اللَّه اطهار * دوباره كربلا از نو نمودار فغان از شام و ظلم بىحسابش * ز بيداد يزيد بىكتابش !

يزيد و امام سجّاد ( ع ) در مسجد جامع شام

يكى روز از پى تخفيف ايمان * به مسجد شد روان آن نيك شيطان بهمره برد زين العابدين را * خليفهء حقّ امام راستين را كه اندر محضر آن شاه بيمار * بگويد ناسزا بر شاه بىيار خيال خام آن كفر هويدا * نمودى آل سفيان سخت رسوا به مسجد اندر آمد ظلمت و نور * يكى آن كفر و ديگر شاه رنجور تو گفتى مردم آن شهر ، يكسر * ز مرد و زن همه در مسجد اندر خطيبى را يزيد كفر بنياد * به حكم خويش بر منبر فرستاد بدلخواه خود آن مردود يزدان * همى بسرود مدح آل سفيان
لهوف منظوم ( معراج المحبه ) سروده حائرى محلاتى — صفحة 137 | على بن عبدالحسين تهرانى / حميد رضا عقيقى بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي