باب الكرخ روى داد .
علت بروز اين فتنه آن بود كه وقتى آب دجله افزايش يافت اهل كرخ سدى بستند تا جلوى آب را بگيرند و آن را به سوى ديگر برگردانند .
در نتيجه اين كار ، مسجدى را كه درختى در آن بود ، آب فرا گرفت و درخت از جا كنده شد .
اهالى كرخ كه چنين ديدند بانگ برداشتند و اين سخن را به آواز خواندند :
« انقلعت الشجره ، لعن اللّه العشره ! » ( يعنى : درخت از جا كنده شد . خدا گروه عشره [ ( 1 ) ] را لعن كند . )
ازين جا فتنه برخاست و جنگ ميان اهالى دو محله در گرفت .
خليفه عباسى ، المستضيء بامر اللّه ، به علاء الدين تنامش اشاره كرد كه فتنه را فرو بنشاند .
علاء الدين با مردم باب البصره ناسازگارى مىكرد چون خودش شيعى مذهب بود .
لذا وقتى كه خواست وارد آن محله شود ، مردم از ورودش جلوگيرى كردند و دروازهها را بستند و بر بالاى ديوار ايستادند .
علاء الدين خواست دروازهها را آتش بزند كه خبر به گوش خليفه رسيد و اين كار را به سختى نكوهش كرد و به بازگشت تنامش
هامش
[ ( 1 ) ] - منظور از « عشره » در اين جا « عشره مبشره » است . عشره مبشره ، چنان كه در آنندراج آمده ، ده نفرند كه پيغمبر به ايشان مژده بهشت داد و آن ده تن عبارتند از چهار نفر خلفاى راشدين و طلحه و زبير و سعد و سعيد و ابو عبيده و عبد الرحمن بن عوف . و دهخدا پس از نقل اين موضوع در لغتنامه مىنويسد : » « و راوى اين خبر سعيد بن زيد بن نفيل است كه خود يكى از آنان است . »
بنا بر اين ، لعن اين ده تن ، موجب خشم سنيان شده و كار بزد و خورد كشيده است - مترجم .