تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
تا يكى از آنان طبل را از دست خود انداخت و شكست . اما اين طبل براى قولنج بود . و وقتى اين موضوع را به آنان گفتند از شكستن طبل پشيمان شدند . در اين قصر از كتابهاى گرانبهاى بىنظير آنقدر بود كه به شمارش در نمىآمد . صلاح الدين تمام آنها را فروخت . افراد خانواده العاضد را نيز به محلى از قصر منتقل ساخت و كسى را مأمور نگهدارى ايشان كرد . هر چه غلام و كنيز در كاخ بود همه را بيرون ريخت . بعضى را فروخت و بعضى را آزاد كرد و بعضى را نيز به ديگران بخشيد . بدين گونه آن كاخ چنان خالى شد كه گوئى روز قبل هرگز ثروتى در آن نبوده است . سپاس خداوندى را كه زندهء جاويدان است و فرمانروائى او پايان‌پذير نيست روزگار او را دگرگون نمىسازد و يارى او كاهش نمىيابد . العاضد لدين الله وقتى بيماريش سخت شد كسى را به نزد صلاح الدين فرستاد و او را به بالين خود فرا خواند . صلاح الدين گمان برد كه شايد شدت يافتن بيمارى او دروغ است و امكان دارد كه بدين بهانه در آن جا دامى براى وى نهاده باشد . بدين جهة از رفتن به پيش خليفه خوددارى كرد . ولى وقتى خليفه درگذشت ، به راستى گفتار وى پى برد و از تخلفى كه كرده بود پشيمان شد . صلاح الدين از جوانمردى و نرمخوئى و نيكخواهى و رام طبعى و فروتنى خليفه تعريف بسيار مىكرد . در شجره نسب العاضد لدين الله نه تن بودند كه به نامشان خطبه خلافت خوانده شد . اين نه تن عبارت بودند از : الحافظ ، المستنصر ، الظاهر ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 7 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت