شخص اخير - يعنى المهدى بالله ابو محمد عبيد الله - نخستين فرد علويان ازين خاندان است كه به نام ايشان خطبه خلافت خوانده شد و آنان را « امير المؤمنين » خطاب كردند .
علت خطبه خواندن به نام عباسيان در مصر اين بود كه صلاح الدين يوسف بن ايوب وقتى پايگاه قدرت خود را در آن سرزمين استوار ساخت و مخالفان خود را از ميان برد كار خليفه مصر ، العاضد لدين الله ، سست گرديد تا جائى كه در قصر او فقط صلاح الدين و نايب او قراقوش كه خواجهاى از بزرگان امراء اسد الدين شير كوه بود ، حكم مىراندند .
همه در كارها به صلاح الدين ( يا نايب او ) رجوع مىكردند .
( و خليفه مصر ديگر هيچگونه نفوذ و قدرتى نداشت ) .
بدين جهة نور الدين محمود بن زنگى نامهاى به صلاح الدين ايوبى نگاشت و به او دستور داد تا خطبهاى كه به نام العاضد لدين الله مىخواند قطع كند و در عوض به نام خليفه عباسى - المستضيء بامر الله - بخواند .
صلاح الدين از اجراى اين دستور خوددارى كرد و عذرش اين بود كه مىترسيد مصريان ، به علت تمايلى كه به علويان دارند ، شورش كنند .
او به خاطر علويان از قطع خطبه اكراه داشت و بقاء آنان را خواستار بود چون از جهة نور الدين نگرانى داشت و مىترسيد كه او داخل مصر شود و زمان امور را از دست وى بگيرد .
بدين جهة مىخواست خليفه علوى مصر ، العاضد ، با او همراه باشد و از او پشتيبانى كند تا چنانچه نور الدين بر او حمله كرد بوسيله خليفه و اهالى مصر در برابر او ايستادگى نمايد .
وقتى به بهانه احتمال شورش علويان از اجراى دستور نور الدين عذر آورد ، نور الدين عذرش را نپذيرفت و در قطع خطبه اصرار ورزيد و چنان او را ملزم ساخت كه ديگر مجال مخالفت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 4
مساهمون: ابن الأثير
ص٤