از اين موضوع آگاه خواهد شد . و اگر مردنى باشد سزاوار نيست كه او را پيش از مرگش با اين خبر اندوهگين كنيم .
قضا را خليفه مصر در روز عاشورا دار جهان را بدرود گفت در حالى كه از قطع خطبه خبردار نشده بود .
پس از مرگ او صلاح الدين به سوگوارى نشست . همچنين بر قصر خلافت و آنچه در قصر بود دست يافت چون بهاء الدين قراقوش ، نايب صلاح الدين ، پيش از مرگ العاضد ترتيب حفظ آن اموال را داده بود . لذا وقتى كه خليفه از دنيا رفت ، تمام دارائى كاخ را تحويل صلاح الدين داد .
اين اشياء از غايت بسيارى به شمارش در نمىآمد . در ميان آنها چيزهاى گرانبها و غريبى يافت مىشد كه دنيا همانندش را نديده بود .
گوهرهائى كه پيش هيچ كس جز ساكنان آن كاخ وجود نداشت از آن جمله « كوه ياقوت » بود كه وزن آن به هفده درهم يا هفده مثقال مىرسيد . من در اين باره شك ندارم چون آن را ديدم و وزن كردم .
همچنين مرواريدى كه نظيرش يافت نمىشد . و زمردى كه چهار انگشت طول داشت و در عرض يك گردنبند بزرگ قرار گرفته بود .
ميان آن اشياء طبلى در نزديك محل العاضد پيدا شد . اين طبل را ساكنان كاخ مواظبت مىكردند كه محفوظ بماند .
اما كسان صلاح الدين وقتى طبل را ديدند گمان بردند كه براى بازى ساخته شده است . بدين جهة آن را از جاى خود برداشتند . يكى طبل را گرفت و چند ضربهاى بر آن زد و تيزى داد و همه را به خنده انداخت .
بعد ، ديگرى آن را گرفت .
همچنين هر يك از آنان طبل را مىنواخت و تيزى مىداد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 6
مساهمون: ابن الأثير
ص٦