تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
خويش در آوردند - و در آن جا يغماگرى بسيار كردند . عبد النبى و همچنين همسر او را كه « حره » خوانده مىشد ، گرفتار و اسير كردند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : هرگز مانند زنان ولايت‌هاى ما از ازدواج با غريبان سرباز نمىزنند . و چون شوهر بخواهد آن شهر را ترك گويد زن تا بيرون شهر به بدرقه او مىرود . و پس از انجام دادن مراسم خدا حافظى بر مىگردد . اگر زن بچه‌دار باشد ، سرپرستى بچه را در غياب شوهر بر عهده مىگيرد . و براى ايام غيبت شوهر مطالبه نفقه و كسوه و غيره نمىكند . اما زن زبيدى هرگز از شهر خود بيرون نمىرود . . . و راضى نمىشود كه ترك وطن گويد . علما و فقهاى زبيد عموما مردمانى صالح و متدين و امين و داراى مكارم اخلاق مىباشند . ( ترجمه سفر نامه ابن بطوطه بقلم محمد على موحد ) زبيد همان سابات قديم است . شهرى است مستحكم در يمن بر كنار رود زبيد . فاصله آن تا مصب رود زبيد در بحر احمر پانزده ميل و تا صنعاء يكصد و ده ميل است - از دائرة المعارف بستانى . ( خلاصه از لغتنامه دهخدا ) زبيد شهرى است در يمن ، در تهامه يمن ، كه بيست و پنج هزار تن جمعيت دارد . اين شهر در بيست و پنج كيلو مترى ساحل بحر احمر ، كنار راه قديم مكه به عدن ، واقع است . اصلا نامش حصيب ( به ضم حاء ) بود ، و به مناسبت وادى زبيد كه از جنوب آن مىگذرد به زبيد موسوم گرديد . بر خلاف جاهاى ديگر تهامه نخلستان‌هاى فراوان دارد ، نيل و گياهان بقيه ذيل در صفحه بعد