را ديدند و همراهانش را به چيزى نشمردند .
روى همين اصل عبد النبى به ايشان گفت : « شما در حالى به آنها برخورد مىكنيد كه بر اثر گرما از پا در آمدهاند و مقدار ناچيزى بيش نيستند . »
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
پس از او ، فرزندش ، زياد بن ابراهيم و پس از او نيز برادرش ، اسحق متصدى مقام او شدند .
اسحق در 391 درگذشت و فرزندش زياد ، كه هنوز كودكى بيش نبود ، به جاى او برگزيده شد . و حسين بن سلامه وزارت او را بر عهده گرفت .
ابو منصور فاتكى وزير بر گرداگرد باروئى كه به دست حسين بن سلامه وزير ساخته شده بود ، باروئى ديگر بنا كرد .
سپس سيف الاسلام طغتكين بن ايوب در 589 باروى سوم گرد شهر ايجاد كرد و چهار دروازه براى آن قرار داد .
ابن مجاور گويد .
برجهاى شهر زبيد را بر شمردم . يكصد و هفت برج ، و فاصله بين هر دو برج هشتاد ذراع بود و محيط هر برج بيست ذراع .
با اين حساب دور شهر ده هزار و نهصد ذراع مىشد .
( از تاج العروس ) زبيد نام يك وادى است كه در آن وادى شهرى است به نام « حصيب » .
سپس اين شهر به نام آن وادى ، يعنى زبيد ، اشتهار يافت تا آنجا كه جز بنام زبيد شناخته نشود .
زبيد ( يا حصيب ) شهرى است مشهور در يمن كه در روزگار مأمون عباسى ايجاد شد ، روبروى ساحل غلافقه و ساحل مندب .
زبيد نامى است كه مرتجلا بر اين شهر نهاده شده و جمعى كثير از علماء بدان منسوبند .
روزى يك عده از اولاد زياد و هشام را به نزد مأمون بردند . در ميان بقيه ذيل در صفحه بعد