از نور الدين اجازه خواستند كه شمس الدوله به يمن برود و عبد النبى - صاحب زبيد - را گوشمالى دهد چون عبد النبى خطبه خواندن به نام خلفاى عباسى را موقوف ساخته بود .
نور الدين اين لشكر كشى را اجازه داد .
ضمنا در مصر شاعرى بود ، اهل يمن ، به نام « عماره » كه شمس الدوله را براى حمله به يمن تشويق مىكرد . شهرهاى يمن را مىستود و تصرف آنها را در چشم او كارى گرانقدر جلوه مىداد .
سخنان اين شاعر يمنى نيز رغبتى را كه شمس الدوله به تسخير يمن داشت ، افزود .
بنا بر اين شمس الدوله ، تجهيز سپاه و آماده ساختن خواربار و جنگ افزار و پرچمها و غيره را آغاز كرد و به بسيج سپاه پرداخت .
پس از گرد آورى قشون ، در آغاز ماه رجب از مصر روانه شد .
اول به مكه رسيد كه خداى بزرگ آن را گرامى بدارد . از آن جا رهسپار زبيد گرديد .
كسى كه بر زبيد چيره شده و در آن جا فرمانروائى يافته بود ، عبد النبى خوانده مىشد .
وقتى شمس الدوله به زبيد [ ( 1 ) ] نزديك گرديد اهالى زبيد او
هامش
[ ( 1 ) ] - زبيد ( به فتح زاء ) : شهرى معروف است در يمن .
نقشه ساختمان اين شهر را محمد بن زياد ، مولاى مهدى عباسى و فرستاده رشيد به يمن ، رسم كرد .
وى هنگامى كه از طرف رشيد به يمن رفت ، اين نقطه را برگزيد و شهر زبيد را به وجود آورد . و براى آن دروازهها و آباروها بساخت . و به سال 245 در گذشت .
پس از او فرزندش ، ابراهيم بن زياد ، جايگزين او گرديد . و تا 289 در مقام پدر ببود .
بقيه ذيل در صفحه بعد