جهان رفت .
او شيعى بود . به همين سبب پس از مرگش در شهر واسط ميان شيعه و سنى فتنه افتاد و كشمكش در گرفت . زيرا شيعيان به سوگوارى او نشستند ولى سنيان شادى كردند .
اين موضوع به زد و خورد منتهى گرديد و گروهى از آنان به قتل رسيدند .
پس از درگذشت امير يزدن ، شهر واسط كه در اختيارش بود به برادرش ، تنامش ، واگذار گرديد . و به او لقب « علاء الدين » داده شد .
* * * در اين سال ، نور الدين محمود بن زنگى ، كسى را به خدمت خليفه عباسى ، المستضيء بامر الله ، به رسالت فرستاد .
اين فرستاده ، قاضى كمال الدين ابو الفضل محمد بن عبد الله شهرزورى بود .
او در سراسر شهرهاى قلمرو نور الدين ، امر قضاوت و همچنين امور اوقاف و ديوان را بر عهده داشت .
موضوع پيامى كه او به خليفه رساند عبارت بود از خدمت نور الدين به ديوان خلافت و وظيفهاى كه از لحاظ جهاد با كافران و گشودن شهرهاى ايشان داشت .
همچنين فرمان حكومت شهرهايى را مىخواست كه در دست داشت مانند شهرهاى مصر و شام و جزيره ابن عمر و موصل و شهرهايى كه به زير فرمان خود در آورده بود مثل ديار بكر و آنچه نزديكش بودند نظير خلاط و شهرهاى قلج ارسلان .
همچنين نور الدين مىخواست كه خليفه عباسى - المستضيء بامر الله - از تيولهاى سواد عراق آنچه به پدرش عماد الدين زنگى تعلق داشته و عبارتند از صريفين و درب هارون ، به او داده شود .
تقاضا داشت زمينى هم بر كرانه دجله به او واگذار گردد كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٦