نيز از دمشق به سوى كرك روانه شود .
هر كس كه زودتر از ديگرى رسيد ، بماند تا ديگرى نيز خود را به او برساند .
و با هم وعده گذاشتند كه روز معينى را در آن جا باشند .
صلاح الدين از مصر زودتر حركت كرد زيرا راه او ناهموارتر و دور تر و دشوارتر بود . و وقتى بر كرك رسيد ، آن جا را محاصره كرد .
اما نور الدين همين كه نامه صلاح الدين را خواند و دانست كه از مصر رفته است ، پول و مال و زاد و توشه و آنچه مورد نياز بود ، ميان لشكريان خود پخش كرد و آنان را براى حركت آماده ساخت .
آنگاه با لشكريان خود رهسپار كرك گرديد تا به رقيم رسيد كه از آن جا تا كرك دو مرحله فاصله بود .
صلاح الدين وقتى خبر نزديك شدن نور الدين را شنيد ، هم او و هم تمام بستگانش بيمناك شدند و از او ترسيدند .
در نتيجه ، رأى همه بر اين قرار گرفت كه به مصر باز گردند و از پيوستن به نور الدين در گذرند . چون مىدانستند كه اگر آن دو تن به هم برسند ، ديگر كنار گذاشتن صلاح الدين براى نور الدين كار آسانى خواهد بود .
صلاح الدين ، پس از بازگشت خود ، فقيه عيسى را پيش نور الدين فرستاد و از رفتن خود عذر خواست به اينكه پدر خويش نجم الدين ايوب را به نيابت از سوى خود در مصر گذاشته بوده ، و او هم به سختى بيمار است . و بيم آن مىرفت كه ناگهان مرگش فرا رسد و زمام امور شهرها از دست ايشان بيرون برود .
با اين پيام تحفهها و هداياى گرانبهائى نيز كه برتر از وصف بود ، پيشكش كرد .
وقتى فرستاده او به خدمت نور الدين رسيد و رفتن صلاح الدين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٢