دست فرزندان قلج ارسلان مىباشد .
در اين سفر جنگى بود كه فرستاده نور الدين به بغداد ، كمال الدين ابو الفضل محمد بن عبد الله بن شهرزورى ، از بغداد برگشت و از سوى خليفه فرمان حكومت موصل و جزيره ابن عمر و اربل و خلاط و شام و شهرهاى قلج ارسلان و ديار مصر را به او داد .
رفتن صلاح الدين ايوبى از مصر به كرك و بازگشت او از آن جا
در اين سال ، در ماه شوال ، صلاح الدين يوسف بن ايوب از مصر با همه لشكريان خود به سوى شهرهاى فرنگ رهسپار گرديد و بر سر آن بود كه كرك را محاصره كند و براى جنگ با كرك به نور الدين بپيوند .
صلاح الدين مىخواست با نور الدين همدست شود تا متفقا بر شهرهاى فرنگيان از دو سو - يعنى هر يك از سوئى با لشكريان خود - حمله برند .
علت اقدام به اين كار آن بود كه نور الدين در سال گذشته از بازگشت صلاح الدين از شهرهاى فرنگيان خوشش نيامد و بر آن شد كه به مصر برود و آن سرزمين را از دست صلاح الدين بگيرد .
صلاح الدين كسى را به نزد نور الدين فرستاد و ازو پوزش خواست و وعده داد كه در هر جا نور الدين قرار بگذارد ، شخصا حركت كند و برود .
بعد با هم قرار گذاشتند كه صلاح الدين از مصر و نور الدين