بعد ، اين قطعات را به درياى ايله برد و آنها را در اسرع وقت به هم پيوند داد .
وقتى از كار كشتىها فراغت يافت ، آنها را از مردان جنگى و اسلحه پر كرد و بر آب روانه ساخت .
كشتىها در دريا به حركت در آمدند و به دو دسته شدند .
يك دسته در برابر حصن ايله لنگر انداختند كه از آن مسلمانان بود . و به محاصرهء آن حصن پرداختند و مسلمانان را از رسيدن به آب منع كردند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
آنجا ، كه ايشان را بجاهان گويند .
ايشان مردمانىاند كه هيچ دين و كيش ندارند . و به هيچ پيغمبر و پيشوا ايمان نياوردهاند ، از آنكه از آبادانى دورند . و بيابانى دارند كه طول آن از هزار فرسنگ زياده باشد ، و عرض آن سيصد فرسنگ .
در اين همه بعد ، دو شهرك خرد بيشتر نيست ، كه يكى از بحر النعام گويند ، و يكى ديگر را عيذاب .
طول اين بيابان از مصر است تا حبشه ، و آن از شمال است تا جنوب ، و عرض آن از ولايت نوبه تا درياى قلزم از مغرب تا مشرق .
و اين قوم بجاهان در آن بيابان باشند . مردم بد نباشند و دزدى و غارت نكنند . به چهار پاى خود مشغول ، و مسلمانان و غيرهم كودكان ايشان بدزدند و به شهرهاى اسلام برند و بفروشند .
اين درياى قلزم خليجى است كه از محيط به ولايت عدن شكافته است ( يعنى درياى قلزم ، از اقيانوس هند منشعب شده و در خاك عدن پيش رفته است . ) و در جانب شمال تا آنجا كه اين شهرك قلزم است بيامده .
و اين دريا را هر جا كه شهرى بر كنارش است ، بدان شهر باز مىخوانند . مثلا بقيه ذيل در صفحه بعد