تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
لؤلؤ با جديت و شتاب به جست و جوى كسانى پرداخت كه بر شهرهاى عيذاب و ايله حمله برده بودند . نخست به دنبال مهاجمان ايله رفت و آنان را چنان به چنگ آورد كه عقاب شكار خود را به چنگ مىآورد . با آنان به پيكار پرداخت و در نتيجه اين جنگ برخى كشته و برخى اسير شدند . پس از اين پيروزى ، بىدرنگ به تعقيب كسانى شتافت كه بر عيذاب تاخته بودند . ولى ايشان را نديد چون در عيذاب آنچه يافته ، غارت كرده و هر كه را كه ديده بودند ، كشته و از آن جا به سوى لنگرگاه ديگرى رفته بودند تا همان قتل و غارتى كه در عيذاب كردند در آن جا بكنند . اين عده مىخواستند پا را ازين فراتر بگذارند و به حجاز و مكه و مدينه - كه خداى بزرگ حفظشان كناد - وارد شوند و حاجيان را بگيرند و از زيارت بيت الحرام محروم سازند . پس از آن نيز داخل يمن شوند . حسام الدين لؤلؤ وقتى به عيذاب رسيد و آنان را نديد ، رد پاى آنان را گرفت و دنبالشان رفت تا به نابغ و كرانه جوزاء و ساير نواحى آن حدود رسيد . در كرانه جوزاء آنان را يافت و بر ايشان حمله برد . آنان وقتى چنان خطرى ديدند و مرگ خود را مشاهده كردند ، به بيابان گريختند و به برخى از كوه و كتل‌ها پناهنده شدند . حسام الدين لؤلؤ و يارانش از كشتىهاى خود پياده گرديدند و اسب‌هائى را از اعرابى كه در آن جا بودند ، گرفتند و سوار شدند .