توصيه كرد كه از آن جا دور شود .
ديگران نيز او را از ماندن در آن جا بر حذر داشتند .
صلاح الدين كه خود نيز مىخواست از آن جا برود ، بار سفر بست و به سوى رأس عين رفت .
كسانى كه براى پيكار با او گرد هم آمده بودند ، وقتى خبر حركت او را شنيدند ، متفرق شدند .
شاه ارمن به خلاط بازگشت و عذرش اين بود كه گفت :
« لشكريان خود را جمع مىكنم و بر مىگردم . »
اتابك عز الدين هم به موصل مراجعت كرد .
قطب الدين در ماردين ماند .
صلاح الدين به حرزم [ ( 1 ) ] رفت كه زير ماردين بود . و چند روز در آن جا اردو زد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
است در قسمت شرقى آناتولى ، كنار رود ارزنسو ( غرزنسوى حاليه ) ، از ريزابههاى دجله .
شهر ارزن در سال بيستم هجرى قمرى به دست مسلمين افتاد .
در سال 330 هجرى قمرى ( 942 ميلادى ) دولت بيزانس اين شهر را گرفته تاراج كرد .
از آن پس شهر از اعتبار افتاد و در قرن دوازدهم ميلادى ويرانهاى بيش نبود .
اين ارزن را نبايد با شهر ديگرى به همين نام در ناحيه سرچشمه رود فرات ، واقع در نزديكى ارزروم ، كه شهر اخير از آن نام گرفته ، اشتباه كرد .
( دائرة المعارف فارسى )
[ ( 1 ) ] - حرزم ( به فتح حاء و سكون راء و فتح زاء ) : قصبه كوچكى است به جزيره ، ميان ماردين و دنيسر .
از اعمال جزيره است و بيشتر مردم آن ارامنه هستند - معجم البلدان ( از لغتنامه دهخدا )