دژ را گشود .
بدين گونه ، راه براى رفتن به درون دژ باز شد و بيش از بيست تن از ياران عيسى بر فراز قلعه رفتند و ابراهيم كسانى را كه در نزدش بودند گرفتند .
در اين هنگام جز چند تن از خواص ابراهيم كسان ديگرى پيشش حضور نداشتند .
آن جا نيز قلهاى بود بر فراز صخرهاى بزرگ كه بلندى بسيار داشت و بلندتر از جاهاى ديگر دژ بود .
در آن جا امير ابراهيم و خاندان و ياران ويژه او به سر مىبردند .
باقى سپاهيان و ياران او در قلعه ، زير آن قله بودند .
مهاجمان ، وقتى ابراهيم را گرفتند ، او را در خزانهاى گذاشتند .
يكى از آنان با شمشيرى كه در دست داشت ضربتى به شانه او نواخت ولى اين ضربه كارى از پيش نبرد .
پس از بازداشت او در آن خزانه ، دو مرد را نيز به پاسبانى وى گماشتند .
ديگران بر بام رفتند و شكى نداشتند كه بر آن دژ دست يافتهاند و مانعى در كارشان نيست .
امير عيسى بامداد روز بعد بدانجا رسيد كه قلعه را تحويل بگيرد .
ميان او و قلعه دجله قرار داشت .
همسر امير ابراهيم در خزانه ديگرى بود كه پنجره آهنى سنگين مشرف بر قلعه داشت .
اين خانم پنجره را گرفت و از جا كند تا تدبيرى بينديشد ، در حالى كه لشكريان شوهرش كه در پائين ، در قلعه بسر مىبردند به آن جايگاه بلند دسترسى نداشتند و نمىتوانستند براى رهائى او و شوهرش كارى بكنند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٥