تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
لذا از حضور در خدمت سيف الدين خوددارى كرد . جلال الدين وزير سيف الدين كه چنين ديد ، نامه‌اى به دو نگاشت كه از نو به اطاعت سيف الدين در آيد و از فرجام اين سركشى بر حذر باشد . نامه جلال الدين از بهترين و رساترين نامه‌هائى است كه در اين باره نوشته شده است . اگر بيم از دراز گوئى نبود من آن را در اين جا ذكر مىكردم . هر كس كه بخواهد بايد آن را از ميان نامه‌هاى او بجويد . وقتى اين نامه و فرستاده جلال الدين به نزد شهاب الدين رسيد به موصل رفت و در خدمت سيف الدين حاضر شد و مخالفت و سركشى را كنار گذاشت .

رويدادى كه به تاريخ بستگى دارد درباره گشايشى در كار پس از سختى

نزديك جزيره ابن عمر دژ بلندى است كه از بلندترين سنگرها به شمار مىرود و فنك نام دارد . اين دژ بر فراز كوه بلندى است و از آن كردان بشنويه است ، و نزديك به سيصد سال است كه در دست ايشان است . در اين سال يكى از اميران ايشان كه ابراهيم نام داشت ، بر آن قلعه فرمان مىراند . ابراهيم برادرى به نام عيسى داشت كه از قلعه بيرون رفته بود و پيوسته مىكوشيد كه اين دژ را از برادر خود ، ابراهيم بگيرد . يكى از نزديكان ابراهيم به فرمان او در آمد و در پنهانى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 144 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت