تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
شمله بود ، به بند نيجين رسيد و آن جا را ويران ساخت و غارت كرد و خون مردم را ريخت و زنان و فرزندانشان را به بند اسارت در آورد و از انجام هيچ كار زشتى فرو گذارى ننمود . وقتى اين خبر به بغداد رسيد ، عضد الدين وزير خليفه بيرون رفت و لشكريان بغداد را فراهم آورد . قشون : حله و سربازان واسط نيز همراه طاشتكين ، امير - الحاج ، و غرغلى فرا رسيدند . آنگاه همه با هم به سر وقت دشمن شتافتند . پسر ملكشاه ، وقتى خبر حركت ايشان را شنيد ، از جائى كه بود رفت ، ولى باز برگشت . با او گروه انبوهى از تركمانان بودند . لشكريان بغداد آن تركمانان را غارت كردند و بى اينكه به ايشان دستور بازگشت داده شده باشد ، به جاى خويش باز گشتند . سرداران ايشان از اين بازگشت بدشان آمدند و فرمان دادند كه دوباره به مواضع خود بروند . آنها هم در اوائل ماه رمضان برگشتند . ولى در مدت غيبت آنان پسر ملكشاه كه از بند نيجين رفته بود ، فرصت را غنيمت شمرد و مراجعت كرد و آنچه را هم كه از نخستين يغماى وى سالم مانده بود ، به يغما برد . ضمنا ميان او و لشكريان بغداد زد و خوردى روى داد . بعد همه پراكنده شدند . پسر ملكشاه از بند نيجين رفت و از سرزمين عراق دور شد . لشكر بغداد نيز بازگشت .

پاره‌اى ديگر از رويدادهاى سال

در اين سال ، در ماه جمادى الاول ، در مسجد جامعى كه فخر الدولة بن المطلب در كاخ مأمون واقع در جانب غربى بغداد