از اين رو صلاح الدين نسبت به دو خشمناك بود و تهديدش ميكرد .
شهر منبج در برابر صلاح الدين پايدارى و مقاومتى ننمود و صلاح الدين آن جا را گرفت .
قلعه شهر ماند كه قطب الدين ينال ، صاحب قلعه ، در آن به سر مىبرد و سرباز و اسلحه و ذخائر جنگى در آن جا گرد آورده بود .
صلاح الدين اين قلعه را محاصره كرد و عرصه را بر ساكنان قلعه تنگ ساخت . و به لشكريان خود فرمان داد كه به سوى دژ پيشروى كنند .
در نتيجه اين پيشروى نقب زنان به پاى ديوار شهر رسيدند و نقب زدند و سربازان به درون دژ راه يافتند و آن جا را به قهر و غلبه گشودند .
لشكر صلاح الدين آنچه در اين دژ بود به غنيمت برد و صاحب دژ ، قطب الدين ينال ، را گرفتار كرد و به اسارت در آورد .
صلاح الدين همه دارائى او را گرفت چنان كه بىچيز شد و ديگر آه در بساط نداشت .
بعد او را صلاح الدين آزاد ساخت ، كه به موصل رفت و سيف الدين غازى شهر رقه را به دو واگذاشت .
صلاح الدين همين كه از كار منبج آسوده شد ، به سوى قلعه اعزاز روانه گرديد و در تاريخ سوم ذى القعده اين سال بر آن قلعه فرود آمد .
قلعه اعزاز از دشوارترين و بلندترين دژها شمرده مىشد .
صلاح الدين اين قلعه را در حلقه محاصره گرفت و احاطه كرد و عرصه را بر ساكنان آن تنگ ساخت و منجنيقهائى در برابر آن بر پا ساخت .
در اين پيكار گروه بسيارى از لشكر صلاح الدين كشته
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٧