تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
شدند . در آن گير و دار ، صلاح الدين روزى در خيمه يكى از اميران خود به سر مىبرد كه جاولى خوانده مىشد و سر دسته ياران اسد الدين شير كوه بود . ناگهان يك نفر باطنى به صلاح الدين جست و با كارد به سرش زد و مجروحش كرد . اگر صلاح الدين در زير كلاه خود خويش زره نداشت آن باطنى او را كشته بود . صلاح الدين دست ضارب را در دست خود گرفت اما نتوانست از حملات و ضربات او به كلى جلوگيرى كند . تنها نتيجه‌اش اين بود كه او ضربه‌هاى سستى وارد مىساخت . و با كارد همچنان به گردن وى مىزد . صلاح الدين كژاغند [ ( 1 ) ] پوشيده بود و ضربات كارد بر يقه كژاغند فرود مىآمد تا آن را تكه تكه كرد . اما زرهى كه از زير كلاه خود فرود آمده و اطراف گردن صلاح الدين را پوشانده بود مانع از آن مىشد كه كارد به گردن وى برسد زيرا هنوز زمان مرگش فرا نرسيده بود . سر انجام يكى از اميران صلاح الدين ، كه يازكش نام داشت ، و با دست خود آن كارد را گرفت . باطنى او را زخمى كرد . ولى او آن كارد را از دست خود رها نساخت تا وقتى كه باطنى كشته شد . آنگاه يكى ديگر از اسماعيليان پيش آمد و او نيز به قتل رسيد .
هامش
[ ( 1 ) ] - كژاغند يا كژاگند ( به فتح كاف و غين ) : يك قسم جامه كه لاى آن را به جاى پنبه ، ابريشم يا كژ مىگذاشته‌اند و آن را در جنگ‌ها زير زره بر تن مىكرده‌اند . ( فرهنگ عميد )