سومى آمد و او هم جان خود را از دست داد .
صلاح الدين سوار شد و وحشت زده به سوى خيمه خود رفت در حالى كه باور نمىكرد از آن ورطه جان برده باشد .
بعد به وضع يكايك لشكريان خود رسيدگى كرد و هر كس را كه نمىشناخت ، از اردوگاه خود دور ساخت و هر كس را كه مىشناخت در خدمت خود نگه داشت .
محاصره اعزاز را نيز تا سى و هشت روز ادامه داد و جنگ را هر روز سختتر از روز پيش مىساخت .
نقبهائى هم كه بر ديوار دژ مىزدند زياد شد تا سر انجام كسانى كه درون دژ به سر ميبردند به زبونى و ناتوانى خود اقرار كردند و قلعه را به صلاح الدين تسليم نمودند . و او آن را در تاريخ يازدهم ذى الحجه تحويل گرفت .
محاصره حلب به وسيله صلاح الدين و صلح او با مردم حلب
صلاح الدين وقتى قلعه اعزاز را گرفت ، از آن جا به حلب رفت . و در نيمه ماه ذى الحجه آن شهر را محاصره كرد .
در حلب ملك صالح و لشكريان وى به سر مىبردند .
پيش از اين تاريخ ، توده مردم حلب به نگهدارى شهر برخاسته و مردانه از آن دفاع پسنديدهاى كرده ، تا جائى كه صلاح الدين را از نزديك شدن به شهر بازداشته بودند . و صلاح الدين و يارانش از اقدام به جنگ با اهالى حلب زيان ديدند و كشته و زخمى در ميانشان افزايش يافت چون مردم حلب پى در پى از شهر بيرون مىآمدند و در حومه