تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
از اين رو با وزير خود جلال الدين و مجاهد الدين قايماز به كنكاش پرداخت در اين باب كه از موصل برود و به قلعه عقر الحميديه پناهنده شود . مجاهد الدين به او گفت : « فكر مىكنى اگر موصل را نگاه دارى و آن را پايگاه قرار دهى ميتوانى با يكى از برج‌هاى حصار شهر ، به دفاع پردازى و شهر را حفظ كنى ؟ » گفت : « نه . » گفت : « يك برج در اين حصار بهتر از قلعه عقر حميديه است . ملوك بارها شكست خورده و جنگ را از سر گرفته‌اند . » مجاهد الدين قايماز و جلال الدين وزير به تقويت قلب و ازدياد نيروى سيف الدين پرداختند تا جائى كه پايدارى كرد و ماندگار شد . بعد ، از عز الدين زلفندار برگشت و او را از كار بر كنار ساخت و مقام او را به سپهسالار مجاهد الدين قايماز سپرد به نحوى كه ما اگر خدا خواست در جاى خود ذكر خواهيم كرد . عماد كاتب در كتاب « البرق الشامى » كه در تاريخ دولت صلاح الدين است ، نوشته شماره لشكر سيف الدين در اين جنگ بيست هزار سوار بود . اما اينطور نبود و لشكر او به تحقيق از شش هزار سوار ، كمتر از پانصد سوار فزونى داشت . چون من صورت اسامى و شماره سربازان ، و جناح راست و چپ و قلب لشكر كه براى جنگ ترتيب داده شده بود ، همچنين شماره چالشگران و دسته‌هاى ديگر را به دقت مطالعه كردم . متصدى اين كار و نويسنده اين صورت نيز ، برادرم ، ابو السعادات مبارك بن محمد بن عبد الكريم بود كه خداوند او را بيامرزاد . يقينا عماد كاتب خواسته كار سرور خود را بزرگ جلوه دهد و بگويد كه او با شش هزار سوار بيست هزار سوار را شكست داد .