بنا كرده بود .
بدين گونه بيش از بيست سال بر كرسى فرمانروائى باقى ماند .
سبب مرگ او اين بود كه در انديشه حمله بر گروهى از تركمانان افتاد .
آنان وقتى به انديشه او پى بردند ، از شمس الدين پهلوان بن ايلدگز ، صاحب عراق عجم ، يارى خواستند .
پهلوان بن ايلدگز هم لشكرى را به يارى ايشان گسيل داشت كه با قشون امير شمله سر گرم پيكار شدند .
در اين جنگ امير شمله تيرى خورد . بعد هم خودش و فرزندش و برادرزادهاش اسير شدند .
امير شمله پس از دو روز در گذشت . او از تركمانان اقشرى بود .
بعد از فوت او پسرش به فرمانروائى رسيد .
گريختن قطب الدين قايماز از بغداد
در اين سال ، در ماه شوال ، علاء الدين تنامش ، كه از بزرگان امراء بغداد به شمار مىرفت و پسر احمد قطب الدين قايماز هم شوهر خواهرش بود ، لشكريانى را به غراف فرستاد .
اين عده در آن حدود به يغماى دارائى مردم پرداختند و آنان را بيش از اندازه آزار كردند .
گروهى از آن ستمرسيدگان به بغداد آمدند و دادخواهى كردند . اما كسى بدادشان نرسيد زيرا خليفه عباسى - المستضيء باللّه - در برابر قطب الدين قايماز و علاء الدين تنامش ناتوان و زبون بود و