سيف الدين غازى ، بر اثر توصيه عز الدين زلفندار ، از رفتن به دمشق خوددارى كرد و نامهاى به سعد الدين كمشتكين و ملك صالح نگاشت و با آنان صلح كرد بدين شرط كه از شهرهاى عراق و شام آنچه را گرفته بود ، همچنان در اختيار داشته باشد .
اميرانى كه در دمشق به سر مىبردند ، از نرفتن سيف الدين به دمشق در وحشت افتادند و ترس و بيمشان فزونى يافت و گفتند :
« وقتى سيف الدين غازى با سعد الدين كمشتكين و ملك صالح آشتى كرده ، ديگر اين دو نفر براى حمله به ما هيچ مانعى در كار خود نخواهند يافت . »
ناچار در اين هنگام نامهاى به صلاح الدين يوسف بن ايوب ، فرمانرواى مصر ، نگاشتند و او را به دمشق فرا خواندند تا در زير فرمان وى در آيند .
در اين اقدام كه سرداران دمشق كردند ، بزرگتر از همه شمس الدين ابن المقدم بود كه نشان از پدر داشت و همانند كار پدرش را كرد چون همچنانكه ضمن وقايع سال 544 ذكر كرديم پدرش ، مقدم عبد الملك ، نيز در آن سال با نور الدين محمود در تسليم سنجار سازش كرده بود .
وقتى پيك و پيامهائى كه در باب تسليم دمشق فرستاده بودند به صلاح الدين ايوبى رسيد ، درنگ نكرد و تنها با هفتصد سوار رهسپار دمشق شد .
فرنگيان در راه وى بودند ولى او پروائى نكرد .
همين كه به سر زمين شام پاى نهاد ، به شهر بصرى [ ( 1 ) ] رفت .
هامش
[ ( 1 ) ] - بصرى ( به ضم باء - بصرا ) كه لاتين آن « بوسترا » است ، شهرى است در جنوب سوريه ، در ولايت حوران ، كه امروز براى تميز آن از شهر ديگرى به همين نام ، آن را بصرى اسكى شام گويند .
بصرى از امكنه بسيار قديمى است .
بقيه ذيل در صفحه بعد