برادر اين امير مقتول كه خود از بزرگان امرا بود و از دليرترين آنان به شمار مىرفت ، نتوانست كشته شدن برادر خود را تحمل كند و براى پيكار با الكنز حركت كرد .
صلاح الدين نيز جمعى از امراء و گروه بسيارى از لشكريان را همراه او فرستاد .
اين عده به طود ( به فتح طين و سكون واو ) رسيدند كه شهركى در سرزمين صعيد بود .
مردم طود در برابرشان ايستادگى كردند و به دفاع پرداختند .
كار به جنگ كشيد و مهاجمان پيروزى يافتند و بسيارى از مردم شهر را كشتند .
اهالى طود ، پس از آن عزت به ذلت افتادند و مقهور شدند و زبون گرديدند .
لشكريان پيروزمند ، پس از فراغت از كار طود براى سركوبى الكنز - كه همچنان در سركشى و گمراهى خود باقى مانده بود - شتافتند و با او جنگ كردند .
الكنز و اعراب و ساير كسانى كه با وى بودند ، همه به قتل رسيدند .
پس از كشته شدن او شهرها ايمنى يافت و مردم شهرها آسوده خاطر شدند .
دست يافتن صلاح الدين بر دمشق
در اين سال ، در پايان ماه ربيع الاول ، صلاح الدين يوسف بن