هر دو نيز در ماه ربيع الاول از جهان رفتند .
مقتفى مردى بردبار و جوانمرد و دادگر و نيك رفتار بود و از رجالى شمرده مىشد كه عقل و تدبير بسيار داشت .
از روزگار ديلميان تا اين زمان او نخستين كسى بود كه در عراق استبداد و قدرت يافت و به تنهائى ، بدون وابستگى به سلطانى كه با وى بود ، فرمانروائى كرد .
همچنين ، از روزگار المستظهر باللّه تا اين عصر كه مماليك بر خلفا تحكم مىكردند ، از معتضد كه بگذريم ، او نخستين خليفهاى بود كه با استفاده از قدرت خلافت به سرداران و سپاهيان و ياران خود تحكم مىنمود .
مقتفى شجاع و دلاور بود و شخصا به جنگ مبادرت مىورزيد .
به كسانى كه خبر براى او ميرساندند در سراسر شهرها پاداشهاى گزاف مىداد تا آنكه از هيچ خبرى بىاطلاع نماند .
خلافت المستنجد باللّه
در اين سال ، پس از درگذشت مقتفى ، مردم براى خلافت با پسرش ، امير المؤمنين المستنجد باللّه بيعت كردند .
نام اين خليفه يوسف ، و مادرش ام ولد بود كه طاوس خوانده مىشد .
مقتفى كنيزك زيبائى داشت كه مادر پسرش ، ابو على ، بود .
وقتى بيمارى مقتفى رو به سختى نهاد و اين زن از شفا يافتن او مأيوس شد براى عدهاى از امراء پيام فرستاد و اقطاعات بسيار و اموال بىشمار به ايشان وعده داد تا پس از مرگ مقتفى كمك كنند كه پسرش امير ابو على به خلافت برسد .
پرسيدند : « با آن پسرش كه اكنون وليعهد است چه بايد كرد ؟ » جواب داد : « همين كه به بالين پدرش رفت او را دستگير خواهيم