تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
اسماعيل ، فرمانرواى مصر ، در گذشت . مدت خلافت او در حدود شش سال و دو ماه بود . هنگامى كه بر مسند خلافت نشست ، همچنانكه گفتيم ، فقط پنج سال داشت . پس از درگذشت او ، صالح بن رزيك وارد قصر خلافت شد و يكى از خدام سالخورده را خواست و پرسيد : « در اين جا چه كسى براى خلافت شايستگى دارد ؟ » جواب داد : « در اين جا عده‌اى هستند . » آنگاه به ذكر نام‌هاى ايشان پرداخت و ميان آنها مردى سالخورده را نام برد . صالح بن رزيك دستور داد كه آن مرد را احضار كنند . ولى يكى از ياران صالح پنهانى به او گفت : « آيا عباس از تو دور انديش‌تر نبود كه از بزرگسالان صرف نظر كرد و كودكى خردسال را براى خلافت برگزيد و خود صاحب اختيار مطلق العنان شد و در همه كار استبداد داشت ؟ » صالح كه اين را شنيد آن مرد را به جاى خود برگرداند و بعد دستور داد كه العاضد لدين اللّه ابو محمد عبد اللّه بن يوسف بن حافظ احضار كنند . العاضد ، پدرش خليفه نبود و خود نيز در آن وقت نوجوانى بود كه تازه داشت به مرحلهء بلوغ ميرسيد . امير صالح براى خلافت او بيعت گرفت و دختر خود را نيز به عقد او در آورد و از جهيز چيزهائى كه نظائرش شنيده نشده بود همراه او فرستاد . اين زن پس از در گذشت العاضد و افتادن كارها از دست علويان به دست تركان نيز زنده ماند و شوهر ديگرى اختيار كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 69 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت