بر اين قرار سوگند ياد كردند و عهد و پيمان بستند .
آنگاه سليمانشاه با اموال بسيار و ساز برگ و آلات جنگ و چارپايان و لوازم ديگرى كه پسنديدهء سلاطين است مجهز گرديد و رهسپار همدان شد .
امير زين الدين على نيز با سپاهيان موصل او را همراهى مىكرد .
وقتى كه به شهرهاى جبل رسيدند سرداران و سپاهيان به آنان روى آوردند و هر روز طائفهاى و اميرى را براى ديدن سليمانشاه مىفرستادند .
بدين ترتيب سپاهى بسيار انبوه در اطراف سليمانشاه گرد آمد .
بطوريكه زين الدين على از انبوهى سپاه ترسيد و بر جان خود بيمناك شد زيرا از تسلطى كه آنان بر سلطان پيدا كرده بودند و گستاخى و بىادبىهائى كه نسبت به او روا مىداشتند چيزهائى ديد كه آن ترس را ايجاب مىكرد .
بنابر اين به موصل بازگشت .
وقتى او از سليمانشاه برگشت ، كار سليمانشاه سر و سامانى پيدا نكرد و موضوع بدلخواه وى تمام نشد .
او را در ماه شوال سال 556 هجرى قمرى لشكريان همدان ، دم دروازهء همدان دستگير كردند .
آنگاه به نام ارسلانشاه ، پسر ملك طغرل ، خطبهء سلطنت خواندند .
ارسلانشاه همان كسى بود كه امير ايلدگز با مادرش ازدواج كرده بود .
اين موضوع - اگر خداى بزرگ بخواهد - در جاى خود مشروحا ذكر خواهد شد .
درگذشت الفائز خليفهء مصر و فرمانروائى العاضد العلويين
در اين سال ، در ماه صفر ، الفائز بنصر اللّه ابو القاسم عيسى بن