روانه شد .
در بيست و يكم آن ماه به خواف رسيد و در حوالى آن شهر فرود آمد .
مردم خواف از رسيدن او و لشكريان دچار ترس و وحشت بسيار شدند .
ولى آنها به اهالى صدمهاى نرساندند و در بيست و ششم شوال از آن جا رهسپار سرخس و مرو گرديدند .
در نيشابور ، فقيه مؤيد بن حسين موفقى رئيس شافعيان سكونت داشت .
او از خاندان قديم بود و از اعقاب امام ابو سهل صعلوكى به شمار مىرفت .
با خانوادهء ابو المعالى جوينى نسبت دامادى داشت .
مؤيد بن حسين ، سركرده و پيشواى شهر محسوب مىشد و مرجع تقليد بود و پيروان بىشمار داشت .
تصادفا يكى از ياران او ، مردى شافعى موسوم به ابو الفتوح فستقانى را سهوا به قتل رساند .
اين ابو الفتوح مقتول با رئيس علويان نيشابور ، ذخر الدين ابو القاسم زيد بن حسن حسينى ، بستگى داشت .
ذخر الدين كه آن زمان در نيشابور رياست و حكومت مىكرد ، ازين واقعه به خشم آمد و كسى را پيش فقيه مؤيد بن حسين فرستاد و قاتل را خواست تا او را قصاص كند . و تهديد كرد كه اگر قاتل را نفرستد دست به شدت عمل خواهد زد .
ولى مؤيد از تسليم قاتل خوددارى كرد و جواب داد : تو حق دخالت در كار ياران مرا ندارى و فقط به طايفهء علويان مىتوانى فرمان بدهى .
نقيب علويان نيشابور ، يعنى ذخر الدين ، نيز براى مبارزه با شافعيان به گرد آورى كسان و پيروان خود پرداخت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 33
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٣