كه به خدمتش حضور يابد و همراه او با تركان غز بجنگد .
فرخشاه نيز به گرد آورى قشون خود پرداخت و چنين وانمود كرد كه قريبا با لشكريانى كه در اختيار دارد به دو خواهد پيوست .
ولى منتظر ماند كه ببيند سرانجام كار سنجر چه مىشود .
چنانچه سلطان سنجر بر غزان پيروزى مىيافت ، او به خدمتش ميرفت و مىگفت : « شما در جنگ بر من پيشى گرفتيد . »
و اگر بر عكس ، تركان غز بر سنجر غلبه مىكردند ، پيش ايشان مىرفت و مىگفت : « من روى دوستى و ارادتى كه به شما داشتم در كمك رساندن به سنجر تأخير و تعلل كردم تا شما پيروز شويد . »
وقتى سلطان سنجر ، چنان كه پيش ازين ذكر كرديم ، از غزان شكست يافت ، فرخشاه در مقر خود باقى ماند تا اين زمان كه روانه ترمذ گرديد تا آنجا را محاصره كند .
فرمانرواى ترمذ ، فيروز شاه احمد بن ابو بكر بن قماج ، قشون خود را جمع آورد و با او روبرو شد كه از پيشرفتش جلوگيرى كند .
در جنگى كه ميان دو لشكر در گرفت فيروز شاه شكست خورد و به شدتى گريخت كه ديگر به هيچوجه روى باز پس نكرد .
او در راه به بيمارى قولنج گرفتار شد و در گذشت .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل آن جا به چين گريخت .
در دورهء سامانيان بعضى از امراى ختل به شاهان سامانى هدايا مىدادند ولى خراجگزار نبودند .
پس از سقوط دولت سامانى ختل به غزنويان تعلق گرفت و بسبب مجاورت با قلمرو ايلكخانيان در معرض تجاوزات مكرر آنها بود .
در قرون پنجم و ششم هجرى قمرى بعضى از امراى ختل گاهگاه كر و فرى مىكردند چنان كه در 553 هجرى قمرى صاحب ختل ، به نام فرخشاه ، كه نسبت خود را به بهرام گور مىرسانيد به ترمذ لشكر كشيد .
بقيهء ذيل در صفحهء بعد