ملك جلال الدين و غزان در تاريخ بيست و هفتم جمادى الاخر سال 554 از سبزوار رفتند و رهسپار شهرهاى نسا و ابيورد شدند .
اسارت مؤيد اىابه و رهائى او
پيش از اين گفتيم كه امير مؤيد اىابه از سلطان ركن الدين محمود بن محمد سرپيچى كرد و در گرگان ماند .
در اين وقت از گرگان روانه خراسان شد و در يكى از قريههاى خبوشان موسوم به زانك فرود آمد و در آن جا تحصن اختيار كرد .
غزان وقتى از ورود او به زانك آگاه شدند ، به سراغش رفتند و محاصرهاش كردند .
امير مؤيد وقتى كار را چنين ديد از زانك خارج شد و فرار كرد .
يكى از غزان او را ديد و دستگيرش كرد .
امير مؤيد براى رهائى خود به او مبلغ گزافى وعده داد .
پرسيد : اين پول در كجاست ؟
جواب داد : در يكى ازين كوهها پنهان كردهام .
بنابر اين او و آن غز براى برداشتن پول ، سوار بر يك اسب ، روانه شدند تا به ديوار قريهاى رسيدند كه در آن باغها و چشمههائى بود .
امير مؤيد بدان سوار گفت : پول در اين جاست .
سوار بلند شد و از ديوار بالا رفت .
مؤيد نيز فرصت را غنيمت شمرد و از پشت او پائين پريد و فرار كرد .
وقتى ديد غزان همه جا را پر كردهاند ، به داخل قريهاى رفت .