سلطان محمود در حول و حوش شهر نسا تا پايان جمادى الاخر اين سال ماند .
در اين سال ، غزان كه در نيشابور بودند به مردم طوس پيام فرستادند و آنان را به اطاعت و موافقت با خود دعوت كردند .
ولى اهل « رايگان » طوس زير اين بار نرفتند چون به استحكام ديوار شهر و دليرى و نيرو و بسيارى و فراوانى ذخائر خود مغرور بودند .
بر اثر اين امتناع ، طايفهاى از غزان آهنگ ايشان كردند و به محاصرهء ايشان پرداختند .
پس از تصرف شهر دست به قتل و غارت گذاشتند و درين باره زيادهروى كردند .
آنگاه به نيشابور بازگشتند .
سپس همراه جلال الدين محمد بن سلطان محمود خان به سوى بيهق روانه شدند .
در هفدهم جمادى الاخر 554 هجرى شهر سبزوار را در حلقهء محاصره گرفتند .
اما مردم سبزوار از پيشروى غزان جلوگيرى كردند .
يكى از بزرگان شهر ، نقيب عماد الدين على بن محمد بن يحيى علوى حسينى ، كه رياست علويان را داشت براى دفع غزان قيام كرد .
مردم در اطرافش گرد آمدند و از اوامر و نواهى او پيروى كردند و به فرمانش ميان بستند و از ورود غزان امتناع نمودند و شهر را حفظ كردند و در پيكار با تركان غز پايدارى نشان دادند .
غزان وقتى پايدارى و مقاومت و توانائى و نيروى ايشان را ديدند ، درخواست صلح كردند .
مردم سبزوار نيز پيشنهاد صلح را پذيرفتند و صلح نمودند .
از اهالى سبزوار درين جنگ جز يك نفر ، هيچ كس ديگر كشته نشد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 30
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠