تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
بدين جهة رهسپار گرگان شدند و در آنجا منتظر ماندند كه ببينند عاقبت كار غزان بكجا خواهد انجاميد . در سال 554 هجرى غزان رسولى را به خدمت سلطان محمود فرستادند و درخواست كردند كه پيش ايشان برود تا زمام امور خود را به دست او دهند و او را فرمانرواى خود سازند . ولى سلطان محمود از جان خود بيمناك شد و بر آنان اعتماد نكرد و نرفت . غزان كه چنين ديدند از او خواستند كه پسرش ، جلال الدين محمد ، را بفرستد تا به فرمان او در آيند و در كارهاى خود ، چه جزئى و چه كلى ، از اوامر و نواهى او متابعت كنند . در اين خصوص پيك‌ها و پيام‌هائى رد و بدل گرديد . سلطان محمود در مورد فرستادن پسر خود مراتب احتياط و دور انديشى را رعايت كرد و پيمانى بست و گروگان‌هائى گرفت و شرايطى قرار داد . آنگاه پسر خود را از گرگان به خراسان فرستاد . اميران غز وقتى خبر حركت او را شنيدند از مرو به راه افتادند و به استقبال او رفتند و در نيشابور به ديدار وى نائل شدند . جلال الدين محمد وارد نيشابور شد . لشكريان غز در تاريخ بيست و سوم ربيع الاخر سال 554 به نيشابور رسيدند و در نزد او گرد آمدند . بعد سلطان محمود از گرگان با سپاهيانى كه از اميران سنجرى به همراه داشت ، روانه خراسان شد . امير مؤيد اىابه ازو برگشت و با او همراهى نكرد . سلطان محمود وقتى به حدود نسا و ابيورد رسيد ، شهر نسا را به اميرى كه عمر بن حمزهء نسوى ناميده مىشد ، واگذار كرد . عمر بن حمزه در منصب جديد به نحوى پسنديده مشغول كار شد و دست مفسدان را از نسا كوتاه ساخت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 29 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت