تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

دست يافتن نور الدين بر موصل و برقرارى سيف الدين در آنجا

نور الدين محمود خبر مرگ برادرش قطب الدين مودود فرمانرواى موصل را شنيد و دانست كه پس از در گذشت او ، پسرش سيف الدين غازى به جايش بر كرسى فرمانروائى نشسته و شهرهايى را كه در دست پدرش بود در اختيار گرفته و فخر الدين عبد المسيح نيز به انجام كارها برخاسته و با نفوذى كه پيدا كرده بر او تحكم مىكند . اين معنى به خاطرش گران آمد و ناراحت شد . او - يعنى نور الدين - نسبت به فخر الدين ، به خاطر آنچه در بارهء سياست خشن وى شنيده بود ، كينه داشت و ازو خوشش نمىآمد . بدين جهة گفت : « من براى ترتيب كار و تعيين سرنوشت فرمانروائى فرزندان برادرم از همه شايسته‌ترم . » آنگاه پس از پايان يافتن مدت سوگوارى مرگ برادر ، تنها با گروه كمى از سرداران و سپاهيان خود پاى در راه نهاد و در آغاز ماه محرم اين سال نزديك قلعهء جعبر از رود فرات گذشت و بر رقه هجوم برد و آن جا را محاصره كرد و گرفت . بعد رهسپار خابور گرديد و سراسر آن ناحيه را به تصرف در آورد . همچنين نصيبين را تسخير كرد و در آن جا به گرد آورى سپاه پرداخت . نور الدين محمد بن قرا ارسلان بن داود ، صاحب قلعهء كيفا ، با قشون خود در آن جا به دو پيوست . لذا عدهء لشكريان نور الدين محمود رو به افزايش نهاد .