تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مگر به اجازه و فرمان او . سياهانى كه در مصر بودند از كشته شدن معتمد دار الخلافه بر سر غيرت آمدند و خشمگين گرديدند زيرا او نسبت به ايشان تعصبى داشت و هوادارشان بود . بدين جهة آمادهء پيكار شدند و شمارهء آنان افزايش يافت تا به پنجاه هزار رسيد . آنگاه براى جنگ با لشكريان صلاح الدين روانه شدند . سپاه صلاح الدين هم اجتماع كردند . و ميان دو كاخ ، يعنى كاخ خلافت و كاخ وزارت ، نبرد آنان در گرفت . ميان هر دو دسته كشتار بسيار شد . صلاح الدين كسانى را به محلهء آنان كه معروف به « منصوره » بود فرستاد كه آن محله را آتش زدند و اموال و فرزندان و خانواده‌هاى ايشان را طعمهء آتش ساختند . وقتى اين خبر به سياهان رسيد برگشتند كه بگريزند ولى بر وى آنان شمشير كشيدند و دهانهء كوچه‌ها را برايشان بستند . سياهان ، پس از اينكه كشتهء بسيار دادند ، امان خواستند و درخواست ايشان پذيرفته شد . بعد آنان را از مصر به جيزه راندند . سپس ، شمس الدولهء تورانشاه ، برادر بزرگتر صلاح الدين ، با گروهى از لشكريان ، از نيل گذشت و به سر وقت ايشان رفت و به ضرب شمشير نابودشان كرد . از آنان باقى نماند مگر عده‌اى اندك كه پراكنده شده بودند بدين گونه خداى بزرگ گزند آنان را دور ساخت . و خدا بهتر ميداند .