مگر به اجازه و فرمان او .
سياهانى كه در مصر بودند از كشته شدن معتمد دار الخلافه بر سر غيرت آمدند و خشمگين گرديدند زيرا او نسبت به ايشان تعصبى داشت و هوادارشان بود .
بدين جهة آمادهء پيكار شدند و شمارهء آنان افزايش يافت تا به پنجاه هزار رسيد .
آنگاه براى جنگ با لشكريان صلاح الدين روانه شدند .
سپاه صلاح الدين هم اجتماع كردند . و ميان دو كاخ ، يعنى كاخ خلافت و كاخ وزارت ، نبرد آنان در گرفت .
ميان هر دو دسته كشتار بسيار شد .
صلاح الدين كسانى را به محلهء آنان كه معروف به « منصوره » بود فرستاد كه آن محله را آتش زدند و اموال و فرزندان و خانوادههاى ايشان را طعمهء آتش ساختند .
وقتى اين خبر به سياهان رسيد برگشتند كه بگريزند ولى بر وى آنان شمشير كشيدند و دهانهء كوچهها را برايشان بستند .
سياهان ، پس از اينكه كشتهء بسيار دادند ، امان خواستند و درخواست ايشان پذيرفته شد .
بعد آنان را از مصر به جيزه راندند .
سپس ، شمس الدولهء تورانشاه ، برادر بزرگتر صلاح الدين ، با گروهى از لشكريان ، از نيل گذشت و به سر وقت ايشان رفت و به ضرب شمشير نابودشان كرد .
از آنان باقى نماند مگر عدهاى اندك كه پراكنده شده بودند بدين گونه خداى بزرگ گزند آنان را دور ساخت . و خدا بهتر ميداند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٦