او در جيزه [ 1 ] كه مقابل مصر است فرود آمد و بر آن شهر مسلط شد و بيش از پنجاه روز در آنجا ماند و در كار شهرهاى غربى غور كرد .
در اين مدت ، شاور ، از آمدن اسد الدين به مصر آگاهى يافته و براى فرنگيان پيام فرستاده و از ايشان براى جنگ با اسد الدين يارى خواسته بود .
فرنگيان با تحمل هر گونه دشوارى و خوارى به كمك وى شتافتند زيرا از سوئى به دست يا بى بر مصر طمع بسته بودند و از سوى ديگر مىترسيدند كه اسد الدين آن جا را بگيرد و ديگر با بودن او و نور الدين ، جائى براى ايشان در شهرهايشان باقى نماند .
بدين گونه ، اميد آنان را دلگرم مىساخت و بيم آنان را بر مىانگيخت .
آنها وقتى به سرزمين مصر رسيدند به كرانهء غربى رود نيل رفتند .
در اين هنگام اسد الدين و لشكريانش تازه حركت كرده و رهسپار صعيد شده بودند .
اسد الدين به جائى رسيد كه به « بابين » معروف بود و سپاهيان
هامش
[ ( 1 ) ] - جيزه : شهرى است با بيش از شصت و هشت هزار و پانصد تن جمعيت در مصر كه بر ساحل غربى نيل . جنوب غربى قاهره و به فاصلهء يازده كيلومترى مركز قاهرهء كهن قرار دارد .
دو شهر مذكور به وسيلهء پلى بر روى نيل به يك ديگر مرتبطند .
جيزه از بازارهاى غلات است ، و كارخانههاى سيگار سازى بزرگى دارد .
به فاصله هشت كيلومترى جنوب شرقى جيزه ، سه هرم خوفو ، خفرع ، و منكورع و نيز معبد ابو الهول قرار دارد .
( دائرة المعارف فارسى )