امير ايثاق همچنان در شهرهاى خراسان مىگشت و غارت و چپاول مىكرد . مخصوصا بر اسفراين بيش از همه حمله برد تا اين شهر به كلى ويران شد .
بالاخره سلطان محمود بن محمد و امير مؤيد اىابه به او نامه نوشتند و او را به همكارى و همراهى با خود دعوت كردند .
ولى او نپذيرفت و نزد ايشان نرفت .
آن دو نيز با لشكريان خود به سروقت او شتافتند .
وقتى به او نزديك شدند قسمت اعظم قشون وى ازو جدا شد و به ايشان پيوست .
امير ايثاق كه وضع را چنين ديد ناچار از چنگ ايشان گريخت و به سوى طبرستان رفت .
اين واقعه در ماه صفر سال 553 هجرى قمرى اتفاق افتاد .
سلطان محمود و امير مؤيد آىابه با سپاهيان خود او را دنبال كردند .
ولى شاه مازندران كسى را نزد ايشان فرستاد و در خواست صلح كرد .
آنان اين درخواست را پذيرفتند و به صلح و آشتى پرداختند .
شاه مازندران اموالى گزاف و هديههائى گرانبها براى ايشان فرستاد .
امير ايثاق نيز پسر خود را به عنوان گروگان به خدمت آنان اعزام داشت تا ازو دست بر داشتند و بازگشتند .
جنگ ميان مؤيد اىابه و سنقر عزيزى
سنقر عزيزى از اميران سلطان سنجر به شمار مىرفت و از