تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
در اين سال از مازندران رفت در حالى كه ده هزار سوار در اختيار داشت . همهء كسانى كه قصد غارت شهرها را داشتند ، همچنين تمام كسانى كه از مؤيد اىابه برگشته بودند ، در اطراف امير ايثاق اجتماع كرده بودند . امير ايثاق با گروه انبوهى كه همراه داشت آهنگ خراسان كرد و در نواحى نسا و ابيورد اقامت گزيد . او مخالفت خود را با امير مؤيد آشكار نساخت بلكه به او نامه نوشت و خود را همكار و يار و ياور او قلمداد كرد ولى در باطن بر ضد او بود . اما سرانجام امير مؤيد از نامه‌نگارى به جنگ و ستيز پرداخت و بىخبر به سر وقت او رفت و غافلگيرش كرد و بر وى حمله برد . لشكريان امير ايثاق از اطرافش پراكنده شدند . و امير ايثاق نيز در آخرين لحظه توانست خود را نجات دهد و بگريزد . امير مؤيد اىابه و لشكريانش آنچه را كه به امير ايثاق تعلق داشت به غنيمت بردند . ايثاق شكست خورده به مازندران فرار كرد . فرمانرواى مازندران ملك رستم نام داشت و برادرش موسوم به على بود . ميان رستم و على بر سر فرمانروائى منازعه و كشمكش وجود داشت . تا اينكه رستم نيرومند شد و بر برادر خود تفوق يافت . وقتى امير ايثاق به مازندران رسيد ، على را كشت و سر او را پيش برادرش رستم برد . مشاهدهء اين حال به رستم گران آمد و در هم رفت و از خشم بر افروخته شد و گفت : « گوشت خود را مىخورم و از آن به ديگرى نمىخورانم » ( يعنى : من با خويشاوند خود نزاع مىكنم ولى ميل ندارم كه ديگرى از اين منازعه سوء استفاده كند . )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 18 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت