را جمع كرد و به راه افتاد در حالى كه هيچكس نمىدانست او به كجا مىخواهد برود .
او از درهها و گردنهها عبور كرد و با كوشش و جديت راه خود را پيمود تا به الموت رسيد كه در دست اسماعيليان بود .
او با حملهء ناگهانى خود اسماعيليان را غافلگير كرد و در قريهها و حومهء الموت دست به غارت گذاشت و كشتار بسيار كرد . اموال اسماعيليان را به غنيمت برد و زنانشان را اسير كرد و فرزندانشان را گرفت و آنان را در بازار فروخت .
و خود سالم بازگشت در حالى كه ازين قشون كشى سود سرشار برده بود .
اسماعيليان سرشكسته شدند و اهانتى بر آنان وارد آمد كه نظيرش را قبلا نديده بودند .
شهرهاى ايشان نيز بقدرى خرابى ديد كه تعميرش در طول سالهاى بسيار ميسر نمىشد .
حمله بر حاجيان خراسان
در اين سال ، در ماه ربيع الاول ، حاجيان خراسان عازم زيارت خانهء خدا شدند .
وقتى از بسطام گذشتند ، گروهى از لشكريان خراسان كه تازه به طبرستان حمله برده بودند ، ايشان را غافلگير كردند و اموالشان را گرفتند و عدهاى از ايشان را نيز به قتل رسانيدند .
بقيه كه سالم ماندند ، از آن محل حركت كردند .
همين كه به راه افتادند ناگهان با اسماعيليان برخوردند . و با آنان دست به گريبان شدند و جنگ سختى كردند .
حاجيان با وجودى كه پايدارى بسيار نشان دادند ، وقتى اميرشان كشته شد ، شكست خوردند و به دست دشمنان افتادند .