هر روز بر در خانهء خود يكصد دينار اميرى [ ( 1 ) ] ميان خانه بدوشان و تنگدستان پخش مىكرد . اين سواى مقررىها و تعهداتى بود كه در خصوص تأمين مخارج پيشوايان دين و نيكوكاران و آبرومندان و عيالباران ترتيب داده بود .
از ساختمانهاى شگفتانگيز او كه مردم همانندش را نديده بودند پلى بود كه بر روى دجله ، نزديك جزيرهء ابن عمر ، با سنگهاى تراشيده و آهن و سرب و آهك ساخت .
ولى پيش از آنكه ساختمان آن را به پايان برساند ، دستگير شد و به زندان افتاد .
نزديك پل مذكور نيز پلى همانند آن بر روى نهر معروف به ارباد ساخت .
كاروانسراهائى نيز بنا كرد .
مردم از هر سوى روى زمين پيش او مىآمدند . براى او همين بس كه ابن خجندى رئيس شافعيان ، و ابن كافى قاضى همدان به دو روى آوردند و او به اين دو تن مبالغ گزافى بخشيد .
از دورترين نقاط خراسان تا حدود يمن صدقات و پاداشهاى او به نيازمندان مىرسيد .
سالى ده هزار دينار براى باز خريدن اسيران خرج مىكرد .
اين مبلغ را فقط در شام مىپرداخت و سواى پولى بود كه براى آزاد كردن اسرا از بند طايفهء كرج مىداد .
پدر من حكايتى دربارهء او نقل كرد و گفت : « من جمال الدين را بسيار مىديدم . هنگامى كه خوراك پيش مىآوردند ، مقدارى از
هامش
[ ( 1 ) ] - زر اميرى : نوعى زر .
« . . . و نقد ايشان را ( اهل يزد را ) زر اميرى گويند كه سه دينار از آن به دينارى سرخ ارزد . » - فارسنامهء ابن بلخى .
( از لغتنامهء دهخدا )