اينچنين ، در شهرهاى تكريت و بغداد و حله و فيد [ 1 ] و مكه و مدينه بر او نماز گزاردند .
در هر شهرى مردم بىشمارى به گرد جنازه فراهم مىآمدند . و در حله هنگامى كه خواستند بر او نماز گزارند جوانى به جايگاه بلندى بر شد و با بلندترين آواز خود اين اشعار را خواند :
سرى نعشه فوق الرقاب و طالما * سرى جوده فوق الركاب و نائله
يمر على الوادى فتثنى رماله * عليه و بالنادى فتثنى ارامله
( يعنى : بر روى دوشها روان شد نعش كسى كه بسا اوقات جود و عطاياى او بر پشت شتران حمل مىگرديد .
كسى كه اگر بر دشت مىگذشت ، شنها او را ثنا مىگفتند و اگر در انجمن مىرفت درويشان او را مىستودند . )
ما نديديم كه مردم ، هيچ روز در هيچ سوگى بيش از آن روز گريه و زارى كنند .
جنازه را دور خانهء كعبه گرداندند و در حرم شريف بر او نماز گزاردند .
ميان گور او و آرامگاه پيامبر ( ص ) ، نزديك به پانزده ذراع فاصله است .
هامش
[ ( 1 ) ] - فيد ( به فتح فاء و سكون ياء ) : شهركى است در نيمهء راه كوفه به مكه كه در ميانش حصارى با دروازههاى آهنين است .
مردم امتعه و وسائل خود را هنگام سفر حج در آن امانت مىنهادهاند .
اهالى حصار تمام سال را صرف جمع آورى علوفه براى مراكب حجاج مىكردند .
شهركى است خرم و آبادان . . . شخصى فيد نام آن را بنا كرده است .
( از لغتنامهء دهخدا )