تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
اما جوابى كه اسد الدين داد مبتنى بر امتناع از بازگشت بود . و مبالغى را هم كه با يك ديگر قرار گذاشته بودند ، مطالبه مىكرد . اما شاور به پاسخى كه او داده بود اعتنائى نكرد و به خواست‌هاى وى تن در نداد . امير اسد الدين هم كه وضع را چنين ديد نايبان خود را به شهر بلبيس فرستاد و آنان نيز اين شهر را تسخير كردند و تحويل گرفتند . بدين ترتيب امير اسد الدين حاكم بر شهرهاى شرقى شد . شاور كه وضع او را در نظر گرفت رسولى را براى استمداد به نزد فرنگيان فرستاد و آنان را از دست يا بى نور الدين بر مصر ترساند . فرنگيان كه يقين داشتند اگر نور الدين فرمانرواى مصر گردد آنان را نابود خواهد ساخت ، وقتى شاور از آنها براى بيرون كردن اسد الدين از شهرها كمك خواست ، اين استمداد را براى رفع نگرانى خود ، گشايش غير مترقبه‌اى دانستند و به يارى او و اجابت دعوت او شتافتند و به طمع تصرف شهرهاى مصر افتادند . شاور ضمنا به فرنگيان وعده داده بود كه چنانچه به يارى وى برخيزند ، مبالغى نيز به پاداش اين كمك به آنان بپردازد . بدين جهة خود را آماده ساختند و به راه افتادند . نور الدين محمود وقتى اين خبر را شنيد لشكريان خود را به اطراف شهرهاى فرنگيان فرستاد تا فرنگيان را از حركت به سوى مصر باز دارند . ولى اين قشون كشى مانع حركت فرنگيان نشد زيرا فرنگيان مىدانستند كه دست يا بى اسد الدين بر مصر براى ايشان خطر بيشترى دارد و در اين صورت ماندن بر جاى خود زيان آورتر از حركت براى جنگ است . بدين جهة در شهرهاى خود كسانى را براى نگهبانى گماشتند . بقيهء سربازان همراه پادشاه قدس به مصر روانه شدند .