قدرت ارادهاى كه داشت نمىگذاشت كه از هيچ خطرى پروا داشته باشد .
در ماه جمادى الاول سال 559 لشكريان نور الدين آماده شدند و به حركت در آمدند در حالى كه شاور نيز همراهشان بود .
نور الدين محمود به امير اسد الدين شير كوه سفارش كرد كه شاور را به منصب خود برساند و از كسانى كه در امر وزارت با وى منازعه كردهاند انتقامش را بگيرد .
آنگاه نور الدين با لشكريان خود به سوى شهرهاى فرنگيان كه نزديك به دمشق بود ، روانه شد تا فرنگيان را از تعرض به امير اسد الدين و همراهانش بازدارد .
فرنگيان نيز منتهاى كوشش خود را مصروف آن كرده بودند كه شهرهاى خود را از دست نور الدين حفظ كنند .
امير اسد الدين با لشكريانى كه همراه داشت به شهر بلبيس [ 1 ] رسيد .
امير ناصر الدين ، برادر ضرغام ، با قشون مصريان براى نبرد با او از شهر بيرون شد و با آنان روبرو گرديد .
اما در جنگى كه ميان دو طرف روى داد ، امير ناصر الدين شكست خورد و به حال فرار به قاهره برگشت .
امير اسد الدين در اواخر ماه جمادى الاخر به قاهره رسيد و در آن جا فرود آمد .
هامش
[ ( 1 ) ] - بلبيس ( به كسر باء اول و باء دوم ) : شهرى است در مصر سفلى كه حدود شانزده هزار تن جمعيت دارد .
اين شهر در حدود چهل و هشت كيلومترى شمال شرقى قاهره واقع شده . به مناسبت موقعيت خود ، در قرون وسطى اهميت فراوان داشت و مطمح نظر مهاجمان به مصر بود . ( مثلا در جنگهاى صليبى ) .
( دائرة المعارف فارسى )