او نيز صلتق را رها كرد و صلتق به مقر فرمانروائى خود بازگشت .
در اين سال ، صاحب شهر صيدا كه از فرنگيان بود ، به نور الدين محمود ، فرمانرواى شام ، پناه برد . .
نور الدين او را تأمين داد و قشونى نيز همراهش فرستاد تا از تجاوز فرنگيان به قلمرو او جلوگيرى كنند .
در راه اين قشون گروهى از فرنگيان كمين كرده بودند كه بر مسلمانان حمله بردند و از آنان گروهى را كشتند . باقى نيز گريختند .
در اين سال ، قراارسلان ، صاحب قلعهء كيفا ، قلعهء شاتان را به تصرف خويش در آورد .
اين قلعه تعلق به طائفهاى از كردان داشت كه آنان را جونيه مىخواندند .
قراارسلان ، پس از تسخير اين قلعه ، آن را خراب كرد و امور آن حدود را ضميمهء قلعهء طالب نمود .
در اين سال ، كمال حمزة بن على بن طلحه خزانهدار ، از جهان رخت بر بست .
او در روزگار خلافت المسترشد باللّه پايهاى بلند داشت . در دورهء مقتفى نيز كفالت امور او را عهدهدار بود . و نزديك خانهء خود مدرسهاى براى شافعيان ساخت .
بعد به زيارت خانهء خدا رفت و بازگشت و فوطه و لباس صوفيان پوشيد و همه كارهاى دنيائى را كنار گذاشت .
يكى از شاعران ، دربارهء وى اين شعر را ساخت :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 124
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٤