بود و فرمانرواى صقليه او را اكرام و احترام مىكرد ، به گفتارش گوش مىداد و به سخنش استناد مىنمود و او را بر كشيشان و رهبانان مقدم مىداشت . به همين جهة بود كه مردم صقليه مىگفتند او مسلمان شده است .
يك روز فرمانرواى صقليه در تالار پذيرائى خود كه مشرف بر دريا قرار داشت نشسته بود كه كشتى كوچكى رسيد و به او خبر داد كه لشكريانش داخل شهرهاى اسلامى شده و بر مسلمانان غلبه يافته و آنان را كشته و اموالشان را به غنيمت بردهاند .
در اين وقت آن عالم پرهيزگار مسلمان در گوشهاى نشسته و در خود فرو رفته بود و چرت مىزد .
فرمانرواى صقليه ازو پرسيد ، « فلانى ، نمىشنوى كه چه مىگويند ؟ » جواب داد : « نه . »
گفت : « آنها چنين خبرهائى مىدهند . محمد ، پيغمبر شما كجا بود كه از طرف شهرها و مردمش بر مسيحيان غلبه كند ؟ » جواب داد : « ولى او بر آنان غلبه كرد . »
آنگاه به فتح شهر رها گواهى داد و گفت : « الان مسلمانان
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل بيرهجك در تاريخ جنگهاى اخير همانا شكستى بوده است كه تركها در سال 1839 ميلادى در جنگ با مصر دچار آن گرديدند .
شهر بيرهجك را ديوارى مخروبه احاطه كرده است كه آن را قاپتباى در سال 887 هجرى برابر 1482 ميلادى بنا كرد و چهار برج شهر را ديدهبانى مىنمايد .
شهر بيرهجك داراى آثار باستانى از ادوار مختلف مىباشد - از دائرة - المعارف اسلامى .
( لغتنامهء دهخدا )